آتش برگ

آتش برگ

AtashBarg

آتش برگ
رفاقت تا شهادت

رفاقت تا شهادت

🟥 عضو شوید 👈کانال ایتا

۰ نظر
آتش برگ

دعا برای امام زمان عج

 


دریافت  ☝️ با کیفیت اصلی 

 

اگر حاجت داری ، اگر گرفتار شدی ...

 

ـ┇#سخنرانی

ـ┇حجت الاسلام محمدرضا آتش برگ 

ـ┇جمعه ۵ دی ماه ۱۴۰۴

ـ┇هیئت جوانان علی اکبر(ع)

۰ نظر
آتش برگ

استاد مهدی دانشمند

۱ نظر
آتش برگ

استاد پناهیان

۰ نظر
آتش برگ

نشست تخصصی فعالان حوزه حجاب و عفاف _ شیراز

 

💠 برگزاری نشست تخصصی فعالان حوزه حجاب و عفاف

 

عصر جمعه ۲ آبان‌ماه، با حضور حجت‌الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان و محمدرضا آتش برگ ، نشست تخصصی فعالان حوزه حجاب و عفاف شهر شیراز

 

 

۰ نظر
آتش برگ
آتش برگ
آثار و فضیلت صلوات

آثار و فضیلت صلوات

اگه میخای قیامت تشنه نباشی ؟

  دریافت کلیپ تصویری
 

 

۰ نظر
آتش برگ
آتش برگ
استاد عالی

استاد عالی

۰ نظر
آتش برگ
آتش برگ
استاد رفیعی

استاد رفیعی

۰ نظر
آتش برگ
آتش برگ
وصیت نامه شهید سید حسن نصرالله در مورد رهبری

وصیت نامه شهید سید حسن نصرالله در مورد رهبری

دریافت
عنوان: وصیت نامه شهید سیدحسن نصرالله
 

۰ نظر
آتش برگ
آتش برگ
کلیپ طنز جبهه _ آتش برگ

کلیپ طنز جبهه _ آتش برگ

 

📽 دانلود طنز جبهه

۰ نظر
آتش برگ
آتش برگ
حرم مطهر حضرت هلال بن علی علیه السلام

حرم مطهر حضرت هلال بن علی علیه السلام

بعد از واقعه عاشورا در سال ۶۱ ه‍.ق زمانی که هلال بن علی و برادرش عون در طائف بودند، خبر کشته شدن حسین بن علی و یارانش به آن‌ها رسید. آن‌ها پس چند روز سوگواری به سوی خراسان روانه شدند و پس از ورودشان در طوس اقامت گزیدند. حاکم وقت طوس قیس بن مره، در آن زمان به طائف و بطحا رفته بود و مغیره (پسر عمویش) را جانشین خود قرار داده بود. زمانی که مغیره از ورود هلال بن علی و برادرش و گرد آمدن شیعیان دور آن‌ها مطلع شد، قیس بن مره را از این جریان آگاه ساخت. او بلافاصله خود را به طوس رساند، لشکری مهیا ساخت و مغیره را به فرماندهی سپاهی دیگر نصب کرد و با آن دو و یارانشان به نبرد پرداخت. در این نبرد عون بن علی کشته شد.

شبانگاه، وقتی محمد هلال از کشته شدن برادرش مطلع شد با کثرت سپاه مقابل و کمی یارانش چاره در آن دید که شبانه طوس را ترک و به نقطه‌ای دیگر مهاجرت کند.

وی پس از چند شب و روز راهپیمایی و ماندن در مکان‌های مختلف به حوالی قم رسید و نام آن مکان را پرسید. کشاورزان در جواب گفتند:

«ای جوان! امروز چند وقت است که در شهر قم مصیبت است؛ زیرا که خبر آمده که امام حسین را در کربلا شهید کردند و سر او را با سرهای شهدا به دمشق بردند، امروز در قم کسی نیست که به مصیبت گرفتار نباشد و دیگر خبر آمده که محمد اشعث با شش هزار نابکار به قم می‌آید و این مصیبت بدتر است که اهل قم همه شیعه‌اند و هرکس اسم علی را می‌برد، او را به قتل می‌رسانند.»

محمد هلال پس از شنیدن این خبر به کاشان عازم شد تا به احمدآباد کویر و پس از آن به نوش‌آباد رسید. در آنجا پیرمردی از وی پذیرایی کرد و سپس او به طرف آران و بیدگل حرکت نمود تا هنگام غروب بود که نزدیک حصاری رسید، و از کشاورزان نام محل را پرسید. گفتند:

«این مزرعه را آرام دشت می‌خوانند.»

از میان آنان پیرمردی که «بابایعقوب» نام داشت که ۲۰۰ سال عمر داشت و بارها به حضور محمد رسیده بود و پیرو علی بن ابی‌طالب بود، به وی خوش آمد گفت و از او پذیرایی کرد.محمد هلال در آن جا اقامت گزید و بارها به بابایعقوب گفت:

«ای یعقوب! تا از طائف بیرون آمده‌ام، دلم آرام نگرفت در هیچ جا، تا بدین جا آمده‌ام دلم آرام گرفت و در این مدت از هیچ‌کس مهر و محبت ندیدم، تا این زمان از مهربانی تو دلم آرام گرفت.»

وی سه سال در آران و بیدگل بود و در آنجا به عبادت و وعظ و ارشاد دوستان و شیعیان مشغول بود. سرانجام محمد هلال در شب جمعه آخر ماه رمضان سال ۶۴ ه‍.ق درگذشت. بابایعقوب و فرزندانش، او را غسل و کفن نموده و پس از خواندن نماز میت، پیکرش را در امامزاده هلال بن علی که زیارتگاه اوست به خاک سپردند.

پس از سه روز بابایعقوب نیز فوت نموده و بنا به وصیتش نیمی از املاکش را وقف محمد هلال کردند و پیکرش را در پایین قبر هلال بن علی به خاک سپردند.

 

هدیه به محضر آن حضرت یک صلوات بفرست.

 

 

محمدرضا آتش برگ

۰ نظر
آتش برگ